
*عنوان: احساسات وفادار: بازنگری احساسات در عهد جدید *نویسنده: متیو A. الیوت ، دکتری.*ناشر: kregel دانشگاهی و حرفه ای (2006) *دسته: الهیات ، احساسات ، عهد جدید ، روانشناسی
بازبینی شده بوسیله:
باب کلمن ، دکتری ، LCPC ، نویسنده پزشکان روح ، دوستان معنوی ، فراتر از رنج ، دوستی مقدس و بهبودی خدا برای ضررهای زندگی است. باب بنیانگذار و مدیرعامل وزارتخانه های RPM (www. rpmministries. org) و مدیر شبکه مشاوره کتاب مقدس و شکل گیری معنوی (www. bcsfn. com) است. او همچنین به عنوان استاد بزرگ برای کارشناسی ارشد در بخش مشاوره مسیحی و شاگردی در حوزه های علمیه پایتخت (www. bible. edu) فعالیت می کند.
توصیه می شود: احساسات وفادار با تأکید لازم بر وحدت احساسات و شناخت ها ، بررسی دقیق احساسات در کتاب مقدس را ارائه می دهد.
بررسی: احساسات: ویندوز به روح
ما موجود در تصویر خدای پرشور و دلسوزانه ما که شادی عمیق و غم و اندوه عمیق را تجربه می کند ، ما موجودات احساسی هستیم که زندگی را عمیق و داخلی تجربه می کنند. خدا ما را برای احساس آفرید. خدا احساسات را دوست دارد. عیسی گریه کرد ، و ما هم همینطور هستیم. همانطور که ما روح غمگین می شود. پدر مانند ما خوشحال می شود. ما این ظرفیت عاطفی را داریم که بر اساس اقدامات درونی ، انتخاب ها ، اهداف ، اعتقادات ، تصاویر ، آرزوها و خواسته ها ، به دنیای بیرونی خود پاسخ دهیم.
با این حال ، دنیای مسیحی گاهی اوقات احساسات را "گوسفند سیاه از خانواده تحمل می کند."برخی از افراد احساسات را در درجه اول منفی ، معمولاً غیرقابل اعتماد و بهترین هنگام نادیده گرفتن یا "کنترل" می دانند. کشیش ها و مشاوران در بعضی مواقع با مشاهده احساسات به عنوان "احساسات غیر منطقی" ، در برابر اعتقادات احساس می کنند.
به دلیل دیدگاه های اغلب معیوب ما از احساسات ، متیو الیوت ، محقق عهد جدید ، احساسات وفادار را نوشت تا ما را به چالش بکشد تا از طریق کتاب مقدس تجدید نظر کند. الیوت در صدد تعیین چگونگی درک احساسات توسط نویسندگان عهد جدید است و چه نقشی را که فکر می کردند احساسات باید در زندگی مؤمن داشته باشد. هدف او کشف اهمیت احساسات در ایمان ما است.
احساسات چیست؟
الیوت با سؤال اساسی شروع می شود ، "احساسات چیست؟"پاسخ به همان اندازه ساده نیست که تصور کنید. در فصل اول ، الیوت یک بحث فنی بین کسانی که احساسات را غیر شناختی می دانند و کسانی که احساسات را شناختی می دانند ، ارائه می دهد. در حقیقت ، به طور کلی کتاب کاملاً فنی است. خواننده ای که مایل به ارائه "کاربر پسند" تر است ، ممکن است کتاب اخیر الیوت را با عنوان FEEL: قدرت گوش دادن به قلب شما در نظر بگیرد (به http://tinyurl. com/mwekst برای بررسی مارک توبز مراجعه کنید).
تئوری احساسات غیر شناختی بیان می کند که یک احساس یک تصور داخلی است که از نظر داخلی تجربه می شود اما ناشی از یک فرآیند شناختی نیست. احساسات ، از این نظر ، جدا از عقل هستند.
الیوت از تئوری شناختی احساسات پشتیبانی می کند و اغلب به احساسات به عنوان "عذاب شناختی" اشاره می کند. در این دیدگاه ، احساسات به طور جداگانه با شناخت مرتبط هستند. به عبارت ساده ، احساسات نیاز به شناخت دارد.
تفاوت ، برای الیوت ، بسیار زیاد است."اگر احساسات صرفاً انگیزه های فیزیولوژیکی باشند ، می توان آنها را نادیده گرفت ، کنترل یا بی اهمیت شد ، در حالی که اگر به عنوان عنصر اساسی خود فکر و قضاوت داشته باشند ، آنها بخشی اساسی از تقریباً هر کاری هستند که ما فکر می کنیم و انجام می دهیم" (ص 31)بشربنابراین ، ما باید بتوانیم ظرفیت های عاطفی خود را توسعه دهیم تا به طور طبیعی و به طور خودجوش با احساسات متناسب با موقعیت های مختلف ما پاسخ دهیم.
پس ، یک حرکات شناختی چیست؟احساسات گرایش احساس نسبت به یک شیء مناسب و یا دور از یک شیء مورد قضاوت نامناسب است (صص 31-32). نکته اصلی الیوت این است که ما باید احساسات را به ارزیابی پیوند دهیم. پایان نامه اصلی وی واضح است: تضادی که برخی از آنها به طور عادی بین عقل و احساسات می کشند نادرست است."احساسات تکانه های ابتدایی نیستند که بتوانند کنترل یا نادیده گرفته شوند ، بلکه احکام یا ساختاری شناختی است که در مورد خود و دنیای ما به ما می گویند" (ص 54). احساسات مبتنی بر اعتقاد و ارزش ها است.
الیوت چندین بار اظهار داشت که دیدگاه شناختی در مطالعات عهد جدید چقدر نادر است. با این حال ، در محافل مشاوره کتاب مقدس/مسیحی برای نویسندگان برای ارتباط عقلانیت و عاطفی معمول است. Crabb (درک مردم ، 1987) ، Allender and Longman (The Cry of the Soul ، 1994) ، Eyrich (During the Heart ، 2002) ، Powlison (دیدن با چشم های جدید ، 2003) ، Kelemen (پزشکان روح ، 2005/2007) ،جانسون (مبانی مراقبت از روح) و رابرتز (احساسات معنوی ، 2007) فقط چند نمونه هستند. خوانندگان علاقمند به یک رویکرد جامع ، جامع و عملی به ماهیت طبیعت انسان ، چنین نویسندگان را مکمل های خوبی برای احساسات وفادار می دانند.
در کتاب مقدس چه دیدگاهی از احساسات پیدا می کنیم؟
با توصیف احساسات به عنوان عمارتهای شناختی ، وظیفه بعدی الیوت تعیین این است که آیا نویسندگان عهد جدید احساسات و عقل را از هم جدا کرده اند یا اینکه آیا آنها را به عنوان یک کل یکپارچه می دیدند. وی برای تحقق این هدف پیش زمینه ای را برای دوران عهد جدید فراهم می کند. او ابتدا در مورد دیدگاه هلنیستی از احساسات (فصل دوم) بحث می کند ، و سپس احساسات در فرهنگ یهود را بررسی می کند ، از جمله عهد عتیق (فصل سوم).
یکی از راه هایی که الیوت گزاره خود را در مورد احساسات و کتاب مقدس تدوین می کند ، بافتن عهد عتیق و کلمات عهد جدید برای "قلب" و "عشق" است. الیوت ادعا می کند که کتاب مقدس تا حدودی دیدگاه شناختی از احساسات دارد زیرا الف) عهد عتیق از LEB (قلب) b.) با کلماتی مانند "عشق" و ج.) LEB شامل شناخت و احساسات است ، و د.) عشقشامل شناخت و احساسات ، و ه.) کاردیا (قلب در عهد جدید) یک شناخت برای LEB است.
به عنوان مثال ، الیوت می نویسد: "اگر کاردیا شخص احساسات خود را شامل شود ، واضح است که احساسات باید جایگاه برجسته ای در الهیات عهد جدید داشته باشد" (ص 131). در حالی که LEB و Kardia اغلب به طور کامل مورد استفاده قرار می گیرند تا یک دیدگاه جامع از ماهیت انسان را نشان دهند ، و در حالی که هر دو کلمه در بعضی مواقع با کلمات عاطفی در متن های عاطفی استفاده می شوند ، هیچ کلمه ای در درجه اول توسط زبان شناسان با احساسات مرتبط نیست. وولف (انسان شناسی عهد عتیق ، 1974) نشان می دهد که LEB اشاره اصلی به عناصر معقول و منطقی دارد. کلمات Semitic دیگری وجود دارد (مانند موارد ترجمه شده "کلیه ها" ، "روده" ، "قسمت های درونی" ، "شکم" و "رحم") که به طور مداوم تأکید عاطفی را منتقل می کنند.
کلمات ، برای برقراری ارتباط ، با یک دامنه معنایی تأکید دارند. به عنوان مثال ، من ممکن است به جریان خود اشاره کنم که درختان ، درختچه ها و علفهای هرز وجود دارد و می گویم ، "من تابستان امسال همه آن درختان را قطع می کنم."از نظر فنی ، "درخت" فقط به برخی از برس های اطراف جریان من اشاره دارد. با این حال ، من می توانم از "درخت" با دامنه معنایی هر گیاه یا علفهای هرز در طول جریان خود استفاده کنم. اما اگر یک سنجاب در یکی از درختان بود وقتی که من به آن جهت اشاره کردم ، هیچ کس فکر نمی کرد که من قصد داشتم در دو زندگی حیوانات در طول جریان ببینم. همچنین در زمینه خرید درخت جدید برای همسرم عاقلانه نخواهد بود ، برای اینکه من یک علف هرز کاشت و بگویم ، "به درخت جدیدی که شما را برای روز مادر خریداری کردم نگاه کنید!"
"قلب" با یک دامنه معنایی تأکید دارد. این تقریباً می تواند شامل تمام جنبه های روانی درونی (محبت ها ، اعتقادات ، تصاویر ، انگیزه ها ، اقدامات ، احساسات) باشد. با این حال ، هنوز هم تأکید (عقلانی-برابر) و دامنه جامع آن را نباید در هر استفاده از کلمه در هر زمینه ای خوانده شود.
با خواندن احساسات وفادار ، خودم را پیدا کردم که به دلیل اینکه با بسیاری از مکان های الیوت در مورد احساسات موافقم ، موافقم ، اما با نحوه رسیدن او به آنجا مخالفم. بله ، LEB دامنه معنایی دارد ، اما این بدان معنا نیست که هر کلمه ای که با LEB استفاده می شود یک حرکات شناختی است. بله ، عشق عناصر عاطفی دارد ، اما این همان چیزی نیست که گفتن عشق یک احساسات است (ص 161) یا اینکه عشق یک حرکات شناختی است (ص 163). همه چیز یک احساسات نیست. با این حال ، هر کاری که انجام می دهیم شامل عناصر عاطفی است.
برعکس ، رویکرد الیوت می تواند به اندازه کافی جامع تلقی شود. اگر می خواهیم ماهیت جامع یک کلمه مانند عشق یا کلمه ای مانند قلب را برجسته کنیم ، پس باید آنها را کلمات عاطفی-شناختی-چشمگیر-عاطفی بنامیم. یا می توانیم بگوییم که آنها سازه های رابطه ای ، معنوی ، اجتماعی ، خودآگاه ، عقلانی ، اراده و عاطفی هستند."حرکات شناختی" ممکن است ماهیت جامع طبیعت انسان را همانطور که در عهد عتیق و جدید به تصویر کشیده شده ، ضبط نکند (مقایسه کلمن ها ، اصطلاحات انسان شناسی عبری به عنوان پایه ای برای الگوی مشاوره کتاب مقدس بشریت ، 1985).
این تکنیک ها به کنار ، الیوت نکات حیاتی بسیاری را بیان می کند. تفسیر او از عصبانیت در قابیل و یونس بسیار عالی است."به جای اینکه فقط آن را منع کند ، خدا مبنای شناختی برای عصبانیت را زیر سوال می برد" (ص 96).
کار او در مورد غم و اندوه و غم و اندوه بسیار مفید است. او نشان می دهد که غم و اندوه برای مصیبت و مرگ درست و شایسته است. او نشان می دهد که چگونه عهد عتیق افراد سوگوار را تشویق می کند تا احساسات خود را ابراز کنند. بحث او از روند سوگ در مزامیر نوحه بسیار آموزنده است.
الیوت همچنین در ارائه خود از خدا به عنوان موجودی احساسی، «تعادل» کتاب مقدسی برقرار می کند.«تصویر خدایی بدون اشتیاق به معنای بیرون کشیدن قلب از عبادت یهودیان است.... غالباً به ما گفته شده است که احساسات خدا «انسان سازی» است که مانند احساسات انسان توصیف می شود. در واقع، عواطف انسان در تصویر خود خداست» (ص 111).
عواطف و عواطف
الیوت بیشتر فصل 3 (احساسات در عهد جدید) را صرف بحث درباره عشق به عنوان یک احساس می کند. باز هم، من خودم را تا حد زیادی با حرکت اساسی استدلال او موافقم. با این حال، یک بار دیگر، من به همان روشی که او انجام می دهد «به آنجا نمی رسم». الیوت احساسات و عواطف را به هم پیوند می دهد. او اغلب از جاناتان ادواردز و دیگران در مورد عاطفه نقل قول می کند، گویی که منظور آنها از عاطفه دقیقاً همان چیزی است که الیوت از عواطف شناختی منظور می کند. از لحاظ تاریخی، پزشکان روح رابطه ای بین عواطف و عواطف را مشاهده کرده اند و در عین حال بین عاطفه و عواطف تمایز قائل شده اند.
برای مثال، پیوریتن ها تشنگی و اشتیاق معنوی ما را «عشق مذهبی» می نامیدند. منظور آنها از "عاطفه" عواطف فی نفسه نبود. آنها عواطف را واکنشی و پاسخگو و محبت ها را هدایت کننده و انگیزشی می دیدند.
همانطور که جاناتان ادواردز توضیح می دهد، "عاطفه ها سرچشمه اصلی اعمال انسان هستند. مؤلف طبیعت انسانی نه تنها به انسان عاطفه بخشید، بلکه آنها را مبنای اعمال انسان قرار داد» (ادواردز، عواطف مذهبی، ص 9).«عشق چشمه اعمال مردان است. همه فعالیت ها متوقف می شود مگر اینکه او تحت تأثیر محبت قرار گیرد - میل را از بین ببرید و جهان بی حرکت و مرده خواهد بود - چیزی به نام فعالیت یا هیچ تعقیب جدی وجود نخواهد داشت. در همه جا، کتاب مقدس بر محبت ها تأکید زیادی دارد» (ادواردز، عواطف مذهبی، ص xxviii).
جان اوون موافق است.«عاطفه های رابطه ای روح را برمی انگیزد تا به روابط بچسبد و به دنبال آن باشد. محبت ها در روح است، همانطور که سکان در کشتی است. اگر آن را با دست ماهر گرفته شود، تمام ظرف را به هر طرفی که می خواهد می چرخاند (اوون، وسوسه و گناه، ص ix).
من با بسیاری از آنچه الیوت می گوید موافقم ، اما به نظر می رسد که ما به درک جامع تری از روح نیاز داریم - یکی که در حالی که شاهد تمایز است ، ارتباط بین محبت ها و احساسات را می بیند. الیوت ممکن است بگوید ، "من به خاطر آنچه اعتقاد دارم احساس می کنم."
به طور جامع تر ممکن است بگوییم ، "آنچه من معتقدم (منطقی/شناختی) در مورد آنچه که آرزوهای من برای رابطه (رابطه/عاطفی) را برآورده می کند ، مسیری را که من برای دنبال کردن (اراده/انگیزشی) انتخاب می کنم ، فراهم می کند و پاسخ من (احساسی) را به من تعیین می کند. دنیای درونی و بیرونی. من آنچه را که من درک می کنم (منطقی) را دوست داشتنی (رابطه ای) دنبال می کنم و پاسخ می دهم و زندگی را بر این اساس (عاطفی) تجربه می کنم و تجربه می کنم. "
یک رویکرد جامع تر همچنین ممکن است توجه داشته باشد که اگر ساختار انگیزشی قلب من بالغ باشد ، من عمداً خدا را دنبال خواهم کرد و آنچه را که او انتخاب می کند (تعامل ارادی) را انتخاب می کند زیرا من شخصاً درک می کنم (جهت منطقی) که او خوب و بزرگ ، مقدس است. و دوست داشتنی ، حاکم و رضایت بخش (انگیزه رابطه ای) ، و سپس خوشبختی واقعی (واکنش عاطفی) را تجربه می کنم. اگر ساختار انگیزشی قلب من نابالغ باشد ، من عمداً شیطان (تعامل ارادی) را دنبال خواهم کرد زیرا من شخصاً در درک (جهت عقلانی) فریب خورده ام که خدا خوب و عالی نیست (انگیزه رابطه ای) ، و سپس لذت های موقتی را تجربه می کنمگناه برای یک فصل و نارضایتی طولانی مدت از گناه ، شرم و غم و اندوه (واکنش عاطفی).
پس احساسات از این دیدگاه جامع تر چیست؟احساسات ظرفیت خدادادی ما برای تجربه دنیای ما و پاسخگویی ذهنی به آن تجربیات است. این ظرفیت شامل توانایی واکنش داخلی و تجربه کامل از احساسات مثبت (دلپذیر) و منفی (دردناک) است. آنچه ما می خواهیم ، فکر می کنیم و انتخاب می کنیم (دنیای درونی ما) واکنش عاطفی ما را نسبت به وضعیت بیرونی ما (دنیای بیرونی ما) تعیین می کند. آنچه ما فکر می کنیم (جهت عقلانی) اشتیاق ما برای رابطه (انگیزه رابطه ای) را برآورده می کند ، مسیری را که ما برای دنبال کردن (تعامل ارادی) انتخاب می کنیم ، فراهم می کند و پاسخ تجربی ما (واکنش عاطفی) به دنیای ما را تعیین می کند. یک فرمول اساسی برای درک احساسات از این رو شامل موارد زیر است: E. S.+ i. p.= E. R. وضعیت خارجی ما به علاوه درک داخلی ما منجر به پاسخ عاطفی ما می شود.
شاید این معناشناسی باشد. شاید الیوت با این توصیف گسترده تر موافقت کند و بگوید اصطلاح "عاطفه شناختی" او شامل همه این عناصر است.
بنابراین چه تفاوتی می تواند ایجاد کند؟اول ، ما می خواهیم دقیق آنچه را که کتاب مقدس در مورد پیچیدگی های طبیعت انسان می گوید و در مورد چگونگی همبستگی هر یک از جنبه های جامع و جامع با یکدیگر ، بیان کنیم.
دوم ، هنگامی که امروز مردم "عشق یک احساس است" ، آنها احتمالاً این عبارت را از طریق شبکه اجتماعی ما می شنوند و آنها مناسب هستند که آن را تفسیر کنند به این معنی است که "آنچه را که احساس می کنید انجام دهید. آنچه را که دوست دارید دوست داشته باشید دوست داشته باشید. "اگر ما بخواهیم که این تعریف را پیچیده کنیم ، باید دقیقاً آنچه را که منظور ما از آنچه که کتاب مقدس در مورد ماهیت انسان می گوید ، دقیقاً توصیف کنیم.
خلاصه
الیوت وقتی خاطرنشان می کند که برخی از افراد کلماتی مانند عشق و امید به اصطلاحات کلامی غیر عاطفی را می سازند ، به یک نگرانی مشروع می پردازد. آنها این شرایط را از همه عناصر عاطفی سرقت می کنند. الیوت خوانندگان خود را به درک کتاب مقدس تر از این اصطلاحات به عنوان احساسات شناختی باز می گرداند.
الیوت همچنین به یک نگرانی قانونی که برخی از افراد احساسات و عقل را در تنش قرار می دهند ، می پردازد. او رانده می شود تا آنها را گرد هم آورد."احساسات بازتاب وفاداری از آنچه ما اعتقاد داریم و ارزش داریم. کتاب مقدس با آنها به عنوان نیروهایی که کنترل می شوند یا به سمت چیزهای درست هدایت می شوند ، رفتار نمی کند ، بلکه به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از اینکه ما به عنوان افرادی هستیم که در تصویر خدا آفریده شده اند "(ص 264).
در حالی که احساسات وفادار از نظر نظری تر از عملی است ، الیوت به طور دقیق کاربرد بنیادی دیدگاه خود را خلاصه می کند."بشربشراز آنجا که احساسات شناختی هستند ، افراد می توانند مسئولیت داشتن احساسات خاص را بر عهده بگیرند. ""بشربشرآموزش احساسات امکان پذیر است و روشهای بسیاری وجود دارد که می تواند برای تغییر احساسات مضر یا ایجاد احساسات سالم استفاده شود. »(ص 142).
دیدگاه شناختی الیوت در مورد احساسات پایه و اساس محکمی برای درک اینکه ما چه کسی هستیم و چگونه ارتباط داریم فراهم می کند. این نمای امیدوارتر از احساسات را نسبت به آنچه که معمولاً در برخی از محافل مسیحی انجیلی وجود دارد ، ارائه می دهد. این یک دیدگاه یکپارچه از اعتقادات و عواطف ما ارائه می دهد که می تواند به سطح بیشتری از هوش هیجانی و بلوغ معنوی منجر شود.
شاید مهمتر از همه ، الیوت اشتیاق را به روح ما بازگرداند - اشتیاق خدا که در ابتدا برای اینکه در آنجا باشد ، در آنجا که با یکدیگر و خدا ارتباط داریم ، در آنجا بود. او از کتاب مقدس نشان می دهد که خداوند ما را به سمت خود نگذاشته است که به عنوان هواپیماهای بدون سرنشین بی روح ارتباط نداشته باشیم ، بلکه به عنوان حامل های تصویر روحانی. پیاده روی ما با خدا یکی از وظایف بدون احساسات نیست که از همه محبت ها محروم شده است ، بلکه یکی از عشق های شاد است که با اشتیاق تزریق می شود.
پلتفرم معاملاتی فارکس...
ما را در سایت پلتفرم معاملاتی فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : مرجان محتشم
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
6 مرداد
1402 ساعت: 19:57