1 مورد اندازه یک کشور بر سرعت و نوسانات رشد آن تأثیر می گذارد؟وجود یک "اثر مقیاس" به اصطلاح در رشد اقتصادی ، یک سؤال مکرر در اقتصاد است. توسعه سریع اقتصادهای کوچک آسیای شرقی در دهه 1970 و 1980 توسط شعار "کوچک زیبا است" مورد استقبال قرار گرفت و شاخه جدیدی از ادبیات را که مستند این معجزات اقتصادی است ، دامن زد. اخیراً ، کارهای زیادی در مورد BRICS (برزیل ، روسیه ، هند و چین) انجام شده است ، یعنی نوع جدیدی از دستمال های به سرعت در حال رشد در اقتصاد جهانی. جنبه های مختلف اندازه کشور ممکن است بر رشد مثبت یا منفی بر آن تأثیر بگذارد ، همانطور که توسط Alesina ، Spolaore و Wacziarg (2005) نشان داده شده است: یک منطقه بزرگ زمین مستعد تأمین منابع طبیعی بیشتری است اما ممکن است برای مدیریت خدمات عمومی و وسایل حمل و نقل دشوار و پرهزینه باشد. جمعیت زیادی یک نیروی کار و یک بازار داخلی گسترده با اقتصاد مقیاس را فراهم می کند اما در صورت ناهمگن ممکن است هزینه های اداری بیشتری را متحمل شود. تولید ناخالص داخلی بالا ممکن است با نرخ رشد آهسته تر همراه باشد زیرا سطح درآمد و توسعه در حال حاضر زیاد است ، اما همچنین با زیرساخت های بهتر ، سرمایه انسانی بیشتر و بنابراین پتانسیل رشد بالاتر. در این مقاله ، ما هدف ما این است که آیا می توانیم رابطه ای بین اندازه و رشد تولید ناخالص داخلی در سطح بین کشور را بیان کنیم.
2 رابطه بین اندازه کشور و نوسانات واضح تر است. به طور شهودی ، اقتصادهای کوچک و بسیار باز باید با تغییر از نظر تجارت یا در جریان سرمایه ، نسبت به نوسانات خروجی ، متحمل شده ، حساس تر باشند. این کشورها نمی توانند به یک بازار بزرگ داخلی متکی باشند تا حتی از این مناطق اقتصادی خارج شوند. سوال دوم تحقیق ما این است که آیا می توانیم به صورت تجربی تأیید کنیم که نوسانات رشد تولید ناخالص داخلی و اندازه یک کشور با منفی مرتبط است.
3LET US ابتدا "اندازه کشور" را تعریف کنید. یکی از راه های درک این مفهوم این است که در نظر بگیریم که ، در اقتصاد جهانی ، کشورهای کوچک معمولاً قیمت دهنده قیمت هستند ، در حالی که افراد بزرگ سازندگان قیمت هستند. اندازه کشور همچنین شامل ابعاد مختلفی است: سیاسی ، اقتصادی ، جغرافیایی و جمعیتی. بعد سیاسی اندازه کشور ، از جمله وزن و قدرت کشورها در نهادهای بین المللی ، آشکارا مهم است ، اما تعیین کمیت آن دشوار است. تولید ناخالص داخلی به راحتی قابل اندازه گیری است و رتبه بندی ها را بر اساس اندازه اقتصادی ساده می کند ، اما در تجزیه و تحلیل رگرسیون ، باعث ایجاد مشکلات درون زا می شود. بعد جغرافیایی اندازه کشور دارای کمترین رابطه با متغیرهای دیگر است ، زیرا جمعیت زیادی ممکن است به شدت یک قلمرو کوچک را اشغال کنند و برعکس. جمعیت ساده ترین پروکسی را برای اندازه کشور فراهم می کند و به طور گسترده ای با آستانه ADHOC برای تمایز بین کشورهای کوچک و بزرگ مورد استفاده قرار گرفته است (به Kuznets ، 1960 ؛ Demas ، 1965 ؛ Salvatore ، 2001 و Lloyd and Sundrum ، 1982).
Ros (2006) با توجه به جمعیت به عنوان یک پروکسی برای اندازه ، هیچ ارتباطی بین اندازه و رشد کشور پیدا نمی کند و باز بودن بالاتر کشورهای کوچک را که توسط رودریک (1998) و Alesina ، Spolaore و Wacziarg (2005) ثبت شده است ، تأیید می کند. ضرب تعداد کشورها از 51 سال در سال 1945 تا 195 امروز ، علی رغم دلایل سیاسی ایجاد دولت ، نشان می دهد که کشورهای کوچک ممکن است در یک اقتصاد جهانی جهانی پایدار باشند. باز بودن تجارت مطمئناً یکی از پیوندهای بین اندازه کشور و نوسانات خروجی است که برای آن Furceri و Karras (2007) رابطه معکوس روشنی پیدا می کنند.
5 شما سهم شما برای ایجاد یک اندازه گیری اصلی از اندازه کشور است: یک شاخص چند بعدی از اندازه تولید شده با استفاده از تجزیه و تحلیل مؤلفه اصلی (PCA) که شامل جمعیت ، تولید ناخالص داخلی و زمین زراعی است. این شاخص اندازه PCA الگوهای اساسی بین سه مؤلفه مهم اندازه کشور را ضبط می کند. فعل و انفعالات هر یک از این متغیرها در رشد احتمالاً پیچیده است و منحصراً مربوط به اندازه نیست. این شاخص ما را قادر می سازد تا از کاستی های یک اندازه گیری کاملاً جمعیتی یا یک مورد مبتنی بر تولید ناخالص داخلی جلوگیری کنیم و آنها را به صورت جداگانه در رگرسیون های خود قرار ندهیم. با ساخت و ساز ، تنوع متداول سه مؤلفه اندازه را ضبط می کند و بنابراین احتمال اینکه ما روی فاکتور اندازه تمرکز کنیم و اثرات "انگل" را انتخاب نکنیم ، به منظور ارائه تجزیه و تحلیل گسترده تر از این روابط ، افزایش می یابد. برای اینکه کار خود را به راحتی با مطالعات قبلی و برای اهداف استحکام مقایسه کنیم ، ما همچنین تجزیه و تحلیل خود را با استفاده از جمعیت به عنوان یک پروکسی برای اندازه کشور انجام می دهیم.
6 ما به بررسی تجربی رابطه بین اندازه کشور و رشد کوتاه مدت و نوسانات آن برای 163 کشور در بیش از 1960-2007 ادامه می دهیم. ما برای ارزیابی اثرات اندازه کشور بر عملکرد اقتصادی و نوسانات آن به یک تحلیل رگرسیون پانل چند متغیره متکی هستیم. در تجزیه و تحلیل ما ، ما همچنین مقیاس یا اثر اندازه کشور را از تأثیر چندین متغیر اقتصادی ، به ویژه از باز بودن تجارت جدا می کنیم. یافته های تجربی ما نشان می دهد که بیش از 1960-2007 ، برای کل پانل ، بین عملکرد اقتصادی و اندازه رابطه منفی وجود دارد ، با Rose (2006). این رابطه برای گروه های خاص (کشورهای کوچک ، OECD و BRICS) و برعکس برای کشورهای منطقه یورو ، که اساسی آن ویژگی های ادغام اروپا است ، بیشتر مشخص شده است. سپس ما نشان می دهیم که بین اندازه کشور و نوسانات چرخه تجارت مستقل از باز بودن تجارت ، گسترش نتایج Furceri و Karras ، به ویژه برای کشورهای کوچک رابطه منفی وجود دارد. یافته مکمل تجزیه و تحلیل ما این است که تجارت یک عامل مثبت مثبت از رشد تولید ناخالص داخلی است اما از نوسانات آن نیست. نتایج ما به گنجاندن چندین مجموعه کنترل ، مشخصات اندازه کشور و روشهای محروم قوی است.
7 بقیه این مقاله به شرح زیر سازماندهی شده است. بخش 1 ملاحظات نظری را خلاصه می کند. بخش 2 شاخص و استراتژی تخمین اندازه کشور ما را ارائه می دهد. بخش های 3 و 4 تخمین هایی از اثرات اندازه کشور بر رشد و نوسانات را به ترتیب قبل از نتیجه گیری ارائه می دهد.
1 - چارچوب
8 چه چیزی ممکن است تأثیر اندازه کشور بر رشد تولید ناخالص داخلی و نوسانات خروجی را به خود اختصاص دهد؟اندازه کشور شامل ابعاد مختلفی است به گونه ای که هزینه ها و مزایای مرتبط با آن متنوع است ، همانطور که توسط Alesina ، Spolaore و Wacziarg (2005) نشان داده شده است. یک منطقه بزرگ ممکن است منابع طبیعی بیشتری را فراهم کند اما هزینه های حمل و نقل و مدیریت بیشتری را نیز متحمل می شود. جمعیت زیادی ممکن است صفوف سرمایه انسانی را متورم کند ، اما به عنوان مثال نیازهای غذایی و مدیریت نیز با توضیح سیاست های کنترل باروری در اقتصادهای در حال توسعه توضیح می دهد. یک تولید ناخالص داخلی بزرگ به این واقعیت اشاره می کند که یک کشور ممکن است نزدیک به حالت پایدار خود باشد و به این ترتیب شاهد سرعت کندتر رشد یا راه دیگر است که دارای یک پایگاه صنعتی با سرمایه یا فناوری است که قادر به ایجاد رشد درون زا استبشر
چارچوب رشد سولو (1956) ، اندازه کشور - که معمولاً توسط جمعیت یا موقوفه اسیر می شود - تاثیری در رشد ندارد. با فرض افزایش بازده به مقیاس به عنوان رودریک (1998) یا در یک مدل رشد درون زا به عنوان Aghion and Howitt (1998) ، کشورهای بزرگ به دلیل موقوفات بزرگتر و پتانسیل های اقتصاد مقیاس کارآمدتر هستند. نرخ رشد بالایی که توسط BRICS در دهه 2000 نشان داده شده است ، وجود "اثر مقیاس" برای رشد را نشان می دهد. Eichengreen ، Hausma و Panizza (2003) خاطرنشان كردند كه كشورهای بسیار بزرگ ممكن است تنها اقتصاد نوظهور باشند كه بتوانند از "گناه اصلی" فرار كنند ، با اینكه بتوانند ارز خود را در بازارهای بین المللی وام بگیرند. در مقابل ، کوزنتس (1960) ، لوید و ساندروم (1982) و میلر و ویمن-جونز (2003) تأکید کردند که موقوفات و تنوع محدود در اقتصادهای کوچک مانع رشد آنها می شود.
10 سوال از پیوند بین اندازه کشور و نوسانات رشد مربوط به باز بودن تجارت و اینکه آیا اقتصادهای کوچک تمایل دارند بیشتر از تجارت سود ببرند. نظریه تقاضای متقابل میل (1844) به دستاوردهای بزرگتر کشورهای کوچک در تجارت بین المللی اشاره کرد. Katzenstein (1985) و Schiff (1996) تأیید کردند که "ملل کوچک دستاوردهای بیشتری را نسبت به کشورهای بزرگ به دست می آورند" (لوید ، 1968) و تأکید کردند که کشورهای کوچک از مزایای بیشتری از توافق نامه های تجاری ترجیحی و ادغام بازارهای بین المللی بهره می گیرند. Alesina ، Spolaore و Wacziarg (2005) نشان می دهند که کشورهای کوچک ، از نظر نسبی ، از باز بودن تا تجارت نسبت به کشورهای بزرگ سود بیشتری دارند. رشد صادرات به افزایش بهره وری بخش قابل معامله ، رشد تولید ناخالص داخلی اقتصادهای کوچکتر را افزایش می دهد.
باز بودن تجارت 11Beyond ، راندمان داخلی نسبی کشورهای کوچک و بزرگ نیز ممکن است شکاف مشاهده شده در نرخ رشد را به خود اختصاص دهد. رابینسون (1960) اظهار داشت كه ظرفیت تطبیقی اقتصادهای كوچك و همگن بالاتر آنها می تواند به غلبه بر باریک بودن بازارهای داخلی آنها كمك كند. به دلیل عدم اقتصاد مقیاس در مدیریت سرزمین های بزرگتر و نهادهای اداری بیشتر ، کشورهای بزرگتر نسبت به کشورهای کوچکتر نسبت بالاتری از مناطق کندتر رشد خواهند داشت.
12 در این صورت ، این شهود که کشورهای بزرگ بی تحرک بیشتری خواهند داشت و نوسانات واضح تر نیز به خوبی اثبات می شود. IMBS (2007) رابطه معکوس بین اندازه کشور و نوسانات خروجی توسط تعداد بیشتری از بخش های موجود در کشورهای بزرگ را توضیح می دهد ، که این امر نوسانات خروجی پایین را به خود اختصاص می دهد. عید پاک و کرای (1999) دریافتند که باز بودن بیشتر اقتصادهای کوچکتر و این واقعیت که آنها تخصصی تر هستند باعث رشد بالاتر و نوسانات بالاتر می شوند. با استفاده از یک مدل چرخه تجارت واقعی (RBC) ، Crucini (1997) دریافت که پس از کنترل ساختار بازار و سطح توسعه (برای سرمایه گذاری ، پس انداز ، تجارت و مصرف) ، اقتصادهای کوچک نوسانات خروجی بالاتری را نسبت به موارد بزرگ تجربه می کنند. این نتیجه همچنین ممکن است با رابطه بین باز و تورم مرتبط باشد. رومر (1993) تجارت بالاتری بین تولید و تورم در کشورهای کوچک و باز یافت ، زیرا اثر استهلاک واقعی مانع تثبیت پولی می شود. Furceri و Poplawski (2008) رابطه معکوس بین اندازه کشور و نوسانات مصرف دولت را برجسته می کنند ، در حالی که رودریک (1998) استدلال می کند که دولت ها نقش تثبیت کننده درآمد دارند. سرانجام ، Aghion and Banerjee (2005) و Ramey and Ramey (1995) نشان می دهند که نوسانات در طولانی مدت به رشد آسیب می رساند.
2 - روش تجربی
2. 1 - داده ها
مجموعه داده های 13 شما شامل 163 کشور است که سری داده های سالانه مربوطه ، یعنی تولید ناخالص داخلی ، جمعیت و زمین های زراعی ، برای دوره 1960-2007 در دسترس بود.[1] محاسبه ما از اقدامات نوسانات خروجی به یک داده کامل در طول مدت زمان 1960-2007 نیاز داشت ، از این رو محرومیت کشورهایی با سری تولید ناخالص داخلی قطع شده (فیجی ، کویت ، لیبی ، میانمار و سومالی). ما نتایج خود را با توجه به این "تعصب بازمانده" احتمالی تفسیر می کنیم. با این حال ، لیست ما از کشورها قابل مقایسه با Rose (2006) و Furceri و Karras (2007) است.[2]
متغیر توضیح داده شده یا نرخ رشد تولید ناخالص داخلی واقعی (٪) یا اندازه گیری نوسانات خروجی با استفاده از سطح تولید ناخالص داخلی واقعی (2000 میلیارد دلار آمریکا ، کد بانک جهانی: NY. GDP. MKTP. KD) محاسبه می شود.[3] متغیرهای توضیحی شامل سه اقدام ممکن از اندازه کشور است که در میان آنها جمعیت (میلیون ها نفر ، SP. POP. TOTL) در لگاریتم اندازه گیری می شود تا برای یک همبستگی متناسب (و نه خطی) آزمایش شود. متغیرهای اقتصادی استاندارد به عنوان کنترل گنجانده شده اند: باز بودن تجارت ، با نسبت مبلغ صادرات و واردات تقسیم شده توسط تولید ناخالص داخلی (Ne. trd. gnfs. zs) اندازه گیری می شود. تورم CPI (٪ ، fp. cpi. totl. zg) ؛و نرخ بهره واقعی (٪ ، fr. inr. rinr). آمار توصیفی از مجموعه داده های ما در جدول A-3 در پیوست قرار دارد.
2. 2 - یک شاخص اصلی از اندازه کشور
مشارکت 15 ما در شاخص اندازه کشور ما با استفاده از PCA ایجاد شده است. در حالی که Alesina ، Spolaore و Wacziarg (2005) جمعیت و تولید ناخالص داخلی را به عنوان پروکسی برای اندازه کشور می گیرند ، ما می خواهیم "اثر اندازه جهانی" را نشان دهیم ، نه فقط یک جمعیت یا اثر تولید ناخالص داخلی. شاخص اندازه PCA الگوی اساسی بین سه مؤلفه مهم اندازه کشور را ضبط می کند: جمعیت ، تولید ناخالص داخلی و زمین زراعی (محاسبه شده به عنوان زمین کشاورزی - در ٪ سطح سطح ، ag. lnd. agri.. srf. totl. k2). این باید یک شاخص کامل تر از اندازه کشور باشد و بنابراین از کوتاه مدت یک اندازه گیری کاملاً جمعیتی یا یک مورد بر اساس تولید ناخالص داخلی خودداری کنید. فعل و انفعالات هر یک از این متغیرها در رشد احتمالاً پیچیده است و منحصراً مربوط به اندازه نیست. با ساخت و ساز ، تنوع مشترک سه ابعاد جمعیتی ، اقتصادی و جغرافیایی اندازه کشور را ضبط می کند و بنابراین احتمال اینکه ما روی فاکتور اندازه کلی تمرکز کنیم و اثرات "انگل" را انتخاب نکنیم ، افزایش می یابد.
16PCA را می توان به عنوان یک تجزیه و تحلیل عاملی اثرات ثابت تفسیر کرد ، زیرا ما را قادر می سازد تا روندهای مشترک در داده ها را شناسایی کنیم. ما سه متغیر اندازه کشور را به صورت ورود به سیستم می گیریم زیرا فرض می کنیم آنها به صورت متناسب مرتبط هستند (نه خطی) و این که آنها در ابتدا در واحدهای قابل کنترل بیان نشده اند. در حالی که PCA ، به عنوان یک تغییر خطی از داده ها ، نیازی به رعایت داده ها با یک مدل آماری معین ندارد ، همبستگی بالای متغیرهای ما همانطور که در جدول 1 نشان داده شده است ، متوسل شدن به PCA را معقول می کند.[4] ما تصمیم گرفتیم که تنها اولین مؤلفه را حفظ کنیم ، تنها موردی که دارای یک مقادیر ویژه بیش از یک است. این ترکیب خطی با طول واحد از متغیرها حاوی واریانس حداکثر ، یعنی 83 ٪ از واریانس مشترک است ، همانطور که در جدول 2 به طور مفصل ، به حداقل رساندن از دست دادن اطلاعات است. این شاخص برای هر کشور در یک سال معین دارای ژن است ، میانگین صفر دارد و از نظر سهم جمعیت ، تولید ناخالص داخلی و زمین زراعی به اندازه کشور بیان می شود. این همچنین تفسیر بعدی را ساده تر می کند. شاخص اندازه PCA ما ساختار داخلی را که به سه متغیر پیوند می زند ، ضبط می کند. اگر یکی از متغیرها از الگوی کلی که آن را به دو مورد دیگر پیوند می دهد ، فاصله می گیرد ، وزن کمتری به آن اختصاص می یابد. بارگذاری (به ستون مؤلفه در جدول 2 مراجعه کنید) که داده های مشاهده شده را به اجزای موجود در eigenvectors مرتبط می کند ، تقریباً برابر است به طوری که سه مؤلفه شاخص PCA ما نقش مشابهی در ضبط اندازه کشور دارند. داده ها برای انجام چنین ساختمانی برای 163 کشور جهان در دسترس بود.
میز 1
جدول همبستگی از متغیرهای سه اندازه
| متغیر | جمعیت ، ورود به سیستم | تولید ناخالص داخلی ، ورود به سیستم | زمین زراعی ، ورود به سیستم |
| جمعیت ، ورود به سیستم | 1 |
| تولید ناخالص داخلی ، ورود به سیستم | 0. 77 | 1 |
| زمین زراعی ، ورود به سیستم | 0. 81 | 0. 54 | 1 |
پلتفرم معاملاتی فارکس...
ما را در سایت پلتفرم معاملاتی فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : مرجان محتشم
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : دوشنبه
23 مرداد
1402 ساعت: 13:09