رابطه بین وجوه و گردش پول

ساخت وبلاگ

بعد از خواندن این بخش ، باید بتوانید به سوالات زیر پاسخ دهید:

  1. جریان مدور درآمد چیست؟
  2. هویت درآمد ملی چیست؟

با نگاهی به برخی از اندازه گیری های اساسی اقتصاد ، به شما امکان می دهد تا در مورد مشکلات موجود در آرژانتین بیشتر باشید. شما به تیم صندوق بین المللی پول (IMF) گزارش می دهید که تولید در سالهای اخیر رو به کاهش است. شما همچنین گزارش می دهید که اخیراً در سطح قیمت افزایش یافته است. با این حال ، با این حال ، شما در مورد دلایل یا پیامدهای این وقایع چیزی نمی دانید. اندازه گیری اقتصاد به شما می گوید چه اتفاقی افتاده است ، اما این به شما می گوید که چرا این اتفاق افتاده است و نه به چه معنی است. اندازه گیری کافی نیست. ما به چارچوب هایی نیاز داریم تا به ما کمک کند تا داده هایی را که جمع می کنیم درک کنیم.

اقتصاددانان از انواع مختلفی از چارچوب ها برای ایجاد یک اقتصاد استفاده می کنند. یکی از مهمترین آنها ، جریان دایره ای از درآمد است که پول در بین بخش های مختلف یک اقتصاد به عنوان افراد و بنگاه ها کالاها و خدمات را می فروشد و می فروشد. وادبرای درک جریان دایره ای ، تعریف کار ما از فعالیت اقتصادی را به یاد بیاورید: "کالاها و خدمات تولید شده برای فروش."تاکنون ، ما روی تولید متمرکز شده ایم. اکنون ما در مورد قسمت "برای فروش" فکر می کنیم.

همانطور که افراد و بنگاه ها کالاها و خدمات را می خریدند و می فروشند ، پول در بین بخش های مختلف اقتصاد جریان می یابد. جریان دایره ای درآمد این جریان های دلار را توصیف می کند. از یک نسخه ساده از جریان دایره ای ، ما می آموزیم که ، به عنوان یک حسابداری ،

تولید ناخالص داخلی (تولید ناخالص داخلی) = درآمد = تولید = هزینه.

این رابطه در قلب تحلیل کلان اقتصادی قرار دارد.

برای هر معامله دو طرف وجود دارد. هنگامی که یک قطعه نرم افزار رایانه ای را خریداری می کنید ، به فروشنده پول می دهید و فروشنده نرم افزار را به شما می دهد.(ممکن است به معنای واقعی کلمه صورتحساب دلار را تحویل داده و سی دی دریافت کنید ، یا ممکن است یک شماره کارت اعتباری را وارد وب سایتی کنید که شما را بارگیری می کند. و جریان کالا یا خدمات از فروشنده به شما. این برای همه معاملات صادق است: همانطور که افراد و بنگاه ها کالاها و خدمات را می خریدند و می فروشند ، پول در بین بخش های مختلف اقتصاد جریان می یابد. اقتصاد شناسان کلان پول را دنبال می کنند. با ردیابی این جریان ها ، می توانیم پیوندهای بین بازارهای مختلف را درک کنیم. با درک این پیوندها ، ما در مورد عملکرد یک اقتصاد بینش می گیریم.

یک پیوند بین درآمد و هزینه است. هزینه های خانوارها در مورد کالاها و خدمات با درآمدی که خانوارها کسب می کنند تأمین می شود. اما این درآمد از طرف بنگاه ها حاصل می شود و آنها درآمد خود را از هزینه خانوارها دریافت می کنند. بنابراین یک جریان دایره ای از درآمد در یک اقتصاد به طور کلی وجود دارد.

درآمد خانوار از دو منبع اصلی حاصل می شود: (1) خانوارها حاوی کارگرانی هستند که وقت خود را به بنگاه ها می فروشند و در عوض دستمزد دریافت می کنند.(2) خانوارها صاحبان نهایی بنگاهها هستند - صاحبخانه ها نیز در خانه ها زندگی می کنند - و بنابراین هر گونه سود که بنگاه ها می دهند به خانوارها بازگردانده می شوند. همه بنگاههای اقتصادی متعلق به شخصی هستند و هرگونه سود حاصل از آنها به هوای نازک ناپدید نمی شود بلکه باید در نهایت به عنوان درآمد شخصی ظاهر شود.

خانوارها این درآمد را می گیرند و یکی از دو کار را انجام می دهند: آنها یا آن را خرج می کنند یا آن را ذخیره می کنند. برای شروع ، بگذارید بفهمیم اگر هیچ درآمد خانوار پس انداز نشود چه اتفاقی می افتد. خانوارها تمام درآمد خود را خرج می کنند و این پول به درآمد بنگاه ها تبدیل می شود. بنگاهها این درآمدها را به خانواده ها باز می گردانند ، چه به عنوان درآمد کار یا سود ، و بنابراین جریان دایره ای ادامه می یابد.

ساده ترین نسخه جریان دایره ای

ما می توانیم این ایده را با استفاده از اقتصاد پیتزا برای تصویربرداری دقیق تر کنیم. تصور کنید که اقتصاد ما از دو بخش تشکیل شده است که ما آن را خانوار و بنگاه ها می نامیم. خانوارها نیروی کار را به بنگاه ها عرضه می کنند و در عوض دستمزد پرداخت می شوند. شرکت ها از این نیروی کار برای تولید پیتزا و فروش آن پیتزا ها به خانوارها استفاده می کنند. جریان کالاها (پیتزا) از بنگاهها به خانوارها و جریان خدمات کار (ساعات کارگر) از خانوارها به شرکتها وجود دارد. از آنجا که برای هر معامله دو طرف وجود دارد ، از طرف خانوارها به شرکت ها نیز می پردازد ، زیرا خانوارها پیتزا خریداری می کنند و یک دلار از بنگاه ها به خانوارها می پردازد ، زیرا بنگاه ها به کارگران می پردازند.

در حال حاضر ، شرکت ها را به عنوان نهادهای بسیار ساده ای فکر کنید که تمام درآمدی را که در قالب دستمزد به کارگران دریافت می کنند ، پرداخت می کنند. در نتیجه ، هر سال 300 میلیارد پزو از بخش خانوار به بخش شرکت (خرید پیتزا) می رود ، در حالی که 300 میلیارد پزو از بخش شرکت به بخش خانوار (پرداخت دستمزدها) جریان می یابد. این جریان پزو در شکل 3. 11 "ساده ترین نسخه جریان دایره ای" نشان داده شده است. این نمودار را به عنوان نمایانگر تعامل بسیاری از خانوارها با شرکت های زیادی فکر کنید. یک خانوار خاص برای یک (یا شاید چند شرکت) کار می کند اما کالاها و خدمات بسیاری را از شرکتها خریداری می کند.(اگر دوست دارید ، تصور کنید که بنگاه های مختلف در انواع مختلف پیتزا تخصص دارند.) یکی از ویژگی های اقتصادهای مدرن این است که افراد در تولید کالاها و خدمات تخصص دارند اما با مصرف بسیاری از انواع کالاها و خدمات ، در مصرف تعمیم می یابند.

شکل 3. 11 ساده ترین نسخه جریان دایره ای

جریان دایره ای درآمد از پول در یک اقتصاد پیروی می کند. در اقتصاد پیتزا ، بنگاهها پیتزا تولید می کنند و آنها را به خانوارها می فروشند ، در حالی که خانوارها کار را به شرکت ها می فروشند و پیتزا ها را از آنها خریداری می کنند.

جریان دایره ای نشان می دهد که چندین روش مختلف برای اندازه گیری سطح فعالیت اقتصادی وجود دارد. از دیدگاه خانوار ، می توانیم به میزان درآمد حاصل از خانوارها یا سطح هزینه های آنها نگاه کنیم. از دیدگاه شرکت ، می توانیم به سطح درآمد حاصل از فروش یا میزان پرداخت آنها به کارگران و سهامداران نگاه کنیم. در همه موارد ، سطح فعالیت اقتصادی اسمی در 300 میلیارد پزو اندازه گیری می شود.

مربوط به جریان پزو نشان داده شده در شکل 3. 11 "ساده ترین نسخه جریان دایره ای" ، جریان کالاها و خدمات بین این بخش ها وجود دارد ، همانطور که در شکل 3. 12 "جریان کالاها و نیروی کار در جریان دایره ای" نشان داده شده است. درآمد دستمزد دریافت شده توسط مصرف کنندگان ، پرداخت خدمات کارگری است که از خانوارها به شرکت ها منتقل می شود. هزینه مصرف خانوارها پرداخت کالاهایی است که از بنگاه ها به خانواده ها منتقل می شود.

شکل 3. 12 جریان کالاها و نیروی کار در جریان دایره ای

جریان کالاها و خدمات کارگری وجود دارد که مطابق با جریان پزو نشان داده شده در شکل 3. 11 "ساده ترین نسخه جریان دایره ای" است. سیصد میلیارد پزو به ارزش پیتزا از بنگاهها به خانوارها و 300 میلیارد پزو ارزش خدمات کار از خانوارها به شرکت ها جریان می یابد.

البته، جریان های دلاری نیز در داخل بخش های خانگی و شرکتی و همچنین بین آنها وجود دارد. نکته مهم این است که شرکت ها کالاها و خدمات زیادی را از شرکت های دیگر خریداری می کنند. یکی از زیبایی های ساختار جریان دایره ای این است که به ما اجازه می دهد تا فعالیت های اقتصادی کلی را بدون نیاز به پرداختن به جزئیات تمام جریان های بین شرکت ها توصیف کنیم.

شکل 3. 13 "درآمد، مخارج، پرداخت ها به نهاده ها و درآمدها در جریان دایره ای ساده" به ما نشان می دهد که جریان های ورودی و خروجی هر بخش باید متعادل باشد. در بخش خانوار، کل هزینه های خانوار برابر است با کل درآمد خانوار. اگر هزینه ها برای هر خانوار منفرد برابر باشد، پس هزینه ها برای کل بخش خانوار نیز برابر است. به همین ترتیب، هر شرکت دارای ترازنامه است. قوانین حسابداری تضمین می کند که تمام درآمدهای یک شرکت در نهایت باید در سمت دیگر ترازنامه به عنوان پرداختی برای ورودی هایی که شرکت استفاده می کند نشان داده شود (در مثال ساده ما، تنها ورودی شرکت نیروی کار است). همانطور که این برای هر شرکت منفرد صادق است، برای کل بخش نیز صادق است.

شکل 3. 13 درآمد، مخارج، پرداخت ها به نهاده ها و درآمدها در جریان دایره ای ساده

در هر خانوار و در نتیجه در کل بخش خانوار، درآمد باید با هزینه برابر باشد. در هر شرکت، و در نتیجه در بخش شرکت به عنوان یک کل، درآمدها باید برابر با پرداخت به نهاده ها باشد. تولید ناخالص داخلی تولید اقتصاد و درآمد کل در اقتصاد را اندازه گیری می کند. ما می توانیم از اصطلاحات تولید، درآمد، هزینه و تولید ناخالص داخلی به جای یکدیگر استفاده کنیم.

اگرچه این نسخه از جریان دایره ای ساده است، اما چهار دیدگاه کلیدی را به ما می آموزد که در نسخه های پیچیده تر نیز صادق باقی می مانند (البته در اشکال کمی اصلاح شده).

  1. خرج کردن = تولیدارزش کل تمام مخارج خانوارها به یک جریان ورودی به بخش شرکت تبدیل می شود و در نتیجه به سمت درآمد ترازنامه شرکت ختم می شود. درآمدهای دریافتی توسط بنگاه ها معیاری از ارزش کل تولید در یک اقتصاد را در اختیار ما قرار می دهد.
  2. تولید = پرداخت به نهاده ها. جریان های داخل و خارج از بخش شرکت باید متعادل باشد. درآمدهای دریافتی شرکت ها در نهایت به خانوارها پرداخت می شود.
  3. پرداخت به ورودی = درآمد. بنگاه ها نهادهای حقوقی هستند ، نه مردم. ما ممکن است در گفتار مشترک یک شرکت "درآمدزایی" صحبت کنیم ، اما هر درآمدی که توسط یک شرکت ایجاد می شود باید در نهایت به دست افراد واقعی پایان یابد - یعنی در بخش خانگی یک اقتصاد. ارزش کل کالاهای تولید شده توسط بنگاه ها به خروج دلار از بخش شرکت تبدیل می شود. این دلارها در قالب درآمد به دست خانوارها می رسد.. خانگی که سهام خود را در بنگاه ها دارد.)
  4. درآمد = هزینه. ما با نگاه به بخش خانوار ، حلقه را کامل می کنیم. دلارهایی که به بخش خانوار جریان می یابد ، درآمد آن بخش است. آنها باید با دلارهایی که از بخش خانوار خارج می شوند برابر باشند.

جریان مدور درآمد یک واقعیت مهم حسابداری درآمد ملی را برجسته می کند:

تولید ناخالص داخلی = درآمد = هزینه = تولید.

پیش از این ، ما تأکید کردیم که تولید ناخالص داخلی تولید اقتصاد را اندازه گیری می کند. اکنون می بینیم که تولید ناخالص داخلی به همان اندازه معیار درآمد یک اقتصاد است. باز هم ، این نشان دهنده این واقعیت است که برای هر معامله دو طرف وجود دارد. ما می توانیم از شرایط درآمد ، هزینه ، تولید و تولید ناخالص داخلی کاملاً متناوب استفاده کنیم.

این برای ارزیابی شما از آرژانتین چه معنی دارد؟از یک چیز ، به شما می گوید که کاهش تولید ناخالص داخلی واقعی به معنای کاهش مربوط به درآمد است. اقتصاددانان دقیقاً به همین دلیل توجه زیادی به آمار تولید ناخالص داخلی واقعی می کنند: چنین آماری اطلاعاتی را در مورد کل درآمد حاصل از اقتصاد ارائه می دهد.

جریان کامل دایره ای

شکل 3. 14 "جریان کامل دایره ای" نسخه کامل تری از جریان دایره ای را نشان می دهد. این شامل پنج بخش است: بخش های خانگی و بنگاه که ما قبلاً دیده ایم ، یک بخش دولتی ، یک بخش مالی و یک بخش خارجی. در هر بخش از جریان دایره ای ، قوانین حسابداری به ما می گویند که جریان پول در جریان پول باید برابر باشد. وقتی به این بخش به بخش نگاه می کنیم ، پنج رابطه حسابداری را کشف می کنیم که هر کدام نقش مهمی در اقتصاد کلان دارند. در حال حاضر ، ما به نوبه خود به هر یک بسیار سریع نگاه می کنیم. هنگامی که ما در فصل های مختلف این کتاب هر بخش را مجدداً مورد بررسی قرار می دهیم ، تعاریف دقیق تر و بحث دقیق تر در مورد جریان های فردی (مانند مصرف یا خریدهای دولتی) را درج می کنیم.

شکل 3. 14 جریان کامل دایره ای

جریان دایره ای از درآمد ، جریان پول را در بین بخش های مختلف یک اقتصاد توصیف می کند. این نمایندگی شامل پنج بخش اصلی است: خانوارها ، بنگاهها ، دولت ، بخش مالی و سایر نقاط جهان.

بخش شرکت

جریان در داخل و خارج از بخش شرکت یک اقتصاد باید تعادل برقرار کند. جریان کل دلار از بخش شرکت ارزش کل تولید در اقتصاد را اندازه گیری می کند. جریان کل دلار به بخش شرکت برابر است با کل هزینه های تولید ناخالص داخلی ، که ما به چهار دسته تقسیم می کنیم.

هویت درآمد ملی شرایطی که تولید مجموع مصرف ، سرمایه گذاری ، خرید دولت و صادرات خالص است. شرط است که

تولید = مصرف + سرمایه گذاری + خرید دولت + صادرات خالص.

این اساسی ترین رابطه در حساب های ملی است.

مصرف به کل هزینه های خانوارها در مورد کالاها و خدمات نهایی اشاره دارد. سرمایه گذاری به خرید کالاها و خدماتی اشاره دارد که به یک روش یا روش دیگر به تولید تولید بیشتر در آینده کمک می کند. خریدهای دولت همه خریدهای کالا و خدمات توسط دولت است. صادرات خالص تفاوت بین صادرات و واردات است: آنها کل جریان هزینه های مرتبط با سایر نقاط جهان را اندازه گیری می کنند. این اصطلاحات در فصل 7 "افسردگی بزرگ" به تفصیل توضیح داده شده است.

بخش خانوار

خانوارها از شرکتها درآمد دریافت می کنند. آنها همچنین از دولت (نقل و انتقالات) پول دریافت می کنند و باید به دولت (مالیات) پول بپردازند. خانوارها مقداری از درآمد یکبار مصرف خود را خرج می کنند و بقیه را پس انداز می کنند. به عبارت دیگر،

درآمد + نقل و انتقالات - مالیات = مصرف + پس انداز خصوصی.

روش های مختلفی برای پس انداز وجود دارد ، اما ما روی این اختلافات تمرکز نمی کنیم. ما به سادگی تصور می کنیم که خانوارها برای خرید دارایی های دارای بهره ، پس انداز خود را به بازارهای مالی می برند. برخی از خانوارهای جداگانه وام گیرندگان خالص هستند ، اما به طور کلی ، بخش خانوار پس انداز می کند. در خالص ، جریان دلار از بخش خانوار به بخش مالی یک اقتصاد وجود دارد. این دلار پس از آن برای شرکت ها برای وام برای ساخت کارخانه های جدید ، نصب تجهیزات به روز و غیره در دسترس است. یعنی آنها برای سرمایه گذاری در دسترس هستند. جریان در داخل و خارج از بخش خانوار در فصل 12 "مالیات بر درآمد" مورد بحث قرار گرفته است.

بخش دولتی

از دیدگاه کلان اقتصادی ، کارکردهای کلیدی دولت به شرح زیر است:

  • این کالاها و خدمات را خریداری می کند.
  • این درآمد را از طریق مالیات شخصی و شرکتی و سایر هزینه ها جمع می کند.
  • این انتقال به خانوارها می دهد.

مبلغی که دولت در مالیات جمع می کند ، نیازی به برابر شدن با مبلغی است که برای خریدهای دولت و نقل و انتقالات پرداخت می کند. اگر دولت بیش از آنچه در مالیات جمع می کند ، خرج کند ، پس باید از بازارهای مالی وام بگیرد تا این کمبود را تشکیل دهد.

شکل 3. 14 "جریان کامل دایره ای" دو جریان به بخش دولت و یک جریان را نشان می دهد. از آنجا که جریان در داخل و خارج از بخش دولت باید تعادل داشته باشد ، ما این را می دانیم

خرید دولت = درآمد مالیاتی - نقل و انتقالات + وام گرفتن دولت.

وام گرفتن دولت معمولاً به عنوان کسری بودجه گفته می شود. همچنین ممکن است که دولت بیش از آنچه خرج می کند ، به دست بگیرد ، در این صورت دولت به جای وام گرفتن ، پس انداز می کند ، بنابراین مازاد بودجه به جای کسری وجود دارد. امور مالی دولت در فصل 14 "متعادل کردن بودجه" مورد بحث قرار گرفته است.

بخش مالی

بخش مالی یک اقتصاد در قلب جریان دایره ای قرار دارد. این خلاصه رفتار بانکها و سایر موسسات مالی است. از همه مهمتر ، این بخش از جریان دایره ای به ما نشان می دهد که پس انداز خانوارها منبع صندوق های سرمایه گذاری را برای بنگاه ها فراهم می کند. از سمت چپ ، این رقم جریان دلار از بخش خانوار به بازارهای مالی را نشان می دهد و این نشان دهنده پس انداز خانوارها است.(گرچه ما آن را در شکل 3. 14 "جریان کامل دایره ای" درج نکرده ایم ، شرکت ها نیز با استفاده از سودهایی که برای تأمین مالی سرمایه گذاری جدید حفظ می کنند به جای توزیع به سهامداران خود ، پس انداز می کنند. تا آنجا که به حساب های ملی مربوط می شود ، این استبه نظر می رسد که شرکت ها این وجوه را به بازار مالی ارسال کرده و دوباره آنها را دوباره قرض داده اند.) وقتی از کشورهای دیگر وام می گیریم ، جریان دوم دلار به بازارهای مالی وجود دارد. در سمت راست ، جریان پول از بخش مالی به بخش شرکت وجود دارد که نمایانگر وجوهی است که برای اهداف سرمایه گذاری در دسترس شرکت ها است. ارتباط بین پس انداز خانوارها و سرمایه گذاری بنگاهها یکی از مهمترین ایده ها در اقتصاد کلان است.

بخش مالی همچنین با بخش دولتی و بخش خارجی در ارتباط است. این جریان ها می توانند در هر جهت پیش بروند. همانطور که قبلاً دیدیم ، اگر دولت کسری را اداره کند ، این کار را با وام گرفتن از بازارهای مالی انجام می دهد. جریان از بخش مالی به بخش دولت وجود دارد. این موردی است که ما در شکل 3. 14 "جریان کامل دایره ای" ترسیم کرده ایم. اگر دولت مازاد را اداره کند ، جریان در جهت دیگر پیش می رود: دولت منبع اضافی پس انداز را فراهم می کند. اگر در سایر کشورها تصمیم بگیرند که می خواهند از برخی از پس انداز خود برای خرید دارایی در اقتصاد ما استفاده کنند ، بخش خارجی می تواند منبع دیگری از بودجه برای سرمایه گذاری فراهم کند. در این حالت ، جریان از بخش خارجی به بخش مالی وجود دارد. باز هم ، این موردی است که ما ترسیم کرده ایم. اگر به کشورهای دیگر قرض دهیم ، جریان در جهت دیگر پیش می رود.

جریان در داخل و خارج از بخش مالی باید تعادل داشته باشد ، بنابراین

سرمایه گذاری + وام گرفتن دولت = پس انداز خصوصی + وام گرفتن از سایر کشورها.

بخش خارجی

بخش خارجی شاید سخت ترین قسمت جریان دایره ای باشد که باید درک کنیم زیرا باید بدانیم که چگونه معاملات بین المللی انجام می شود.

برخی از کالاهای تولید شده در یک اقتصاد توسط خانوارهای داخلی یا بنگاههای اقتصادی در یک اقتصاد مصرف نمی شوند بلکه در عوض به کشورهای دیگر صادر می شوند. هر زمان که یک کشور چیزی را به کشور دیگری بفروشد ، در ازای آن دارایی از آن کشور به دست می آورد. به عنوان مثال ، فرض کنید یک شرکت فیلم آمریکایی DVD را به یک توزیع کننده استرالیا می فروشد. ساده ترین راه برای تصور این امر این است که فرض کنید توزیع کننده صورتحساب دلار استرالیا را به شرکت فیلم منتقل می کند. شرکت فیلم - و به طور کلی اقتصاد ایالات متحده - اکنون یک دارایی خارجی را به دست آورده است - دلار استرالیا.

از آنجا که از این دلارهای استرالیا می توان برای خرید کالاها و خدمات استرالیا در آینده در آینده استفاده کرد ، اقتصاد ایالات متحده ادعایی را در مورد استرالیا به دست آورده است. در واقع ، ایالات متحده وام به استرالیا داده است. این کالاها را در ازای قول اینکه می تواند محصولات استرالیا را در برخی از تاریخ های آینده ادعا کند ، به استرالیا ارسال کرده است.

به همین ترتیب ، برخی از کالاهای مصرفی در اقتصاد ما به صورت محلی تولید نمی شوند. به عنوان مثال ، فرض کنید یک زنجیره رستوران ایالات متحده گوشت گاو آرژانتینی را خریداری می کند. اینها واردات هستند. ما می توانیم تصور کنیم که زنجیره رستوران ها دلار آمریکا را به کشاورزان آرژانتین تحویل می دهد. در این حالت ، ایالات متحده از آرژانتین وام گرفته است. این کالاها از آرژانتین دریافت کرده است اما قول داده است که در آینده برخی از کالاها یا خدمات را به آرژانتین ارائه می دهد.

البته معاملات بین المللی در عمل پیچیده تر از این نمونه های ساده است. با این حال ، بینشی که ما به تازگی کشف کرده ایم ، مهم نیست که معاملات مالی اساسی چقدر پیچیده باشد. صادرات معادل وام به سایر نقاط جهان است. واردات معادل وام گرفتن از سایر نقاط جهان است.

اگر بیشتر از صادرات وارد کنیم ، از سایر نقاط جهان وام می گیریم. ما می توانیم این موضوع را با نگاه کردن به جریان های داخل و خارج از بخش خارجی ببینیم:

وام از خارج از کشور = واردات - صادرات.

اگر بیشتر از آنچه وارد می کنیم صادر کنیم ، پس از آن در خالص - ما به سایر نقاط جهان وام می دهیم و از بازارهای مالی به سایر نقاط جهان جریان می دهیم.

علل کاهش تولید ناخالص داخلی واقعی

ما دیدیم که ، در آرژانتین ، تولید ناخالص داخلی واقعی بین سالهای 1998 و 2002 کاهش یافته است. جریان دایره ای از درآمد به ما می گوید که وقتی تولید ناخالص داخلی واقعی کاهش می یابد ، باید چنین باشد که تولید واقعی کاهش می یابد و هزینه های واقعی کاهش می یابد. تیم صندوق بین المللی پول در سال 2002 می خواست بفهمد چرا تولید ناخالص داخلی واقعی کاهش یافته است. ما در این فصل نمی خواهیم به این سؤال پاسخ دهیم - از این گذشته ، ما هنوز در همان ابتدای مطالعه شما از اقتصاد کلان هستیم. با این وجود ، جریان دایره ای هنوز چیز بسیار مهمی را به ما می آموزد. اگر تولید ناخالص داخلی واقعی کاهش یابد ، واقعاً فقط دو امکان وجود دارد:

  1. بنا به دلایلی ، بنگاهها تصمیم گرفتند تولید کمتری تولید کنند. در نتیجه ، خانوارها هزینه های خود را کاهش دادند.
  2. بنا به دلایلی ، خانوارها تصمیم گرفتند پول کمتری خرج کنند. در نتیجه ، بنگاه ها تولید خود را کاهش دادند.

البته این می تواند اینگونه باشد که هر دوی اینها صادق هستند. این بینش از جریان دایره ای نقطه شروع برای توضیح آنچه در آرژانتین اتفاق افتاده و در سایر کشورها با کاهش تولید اتفاق می افتد ، است.< Span> ما دیدیم که ، در آرژانتین ، تولید ناخالص داخلی واقعی بین سالهای 1998 و 2002 کاهش یافته است. جریان دایره ای از درآمد به ما می گوید که با کاهش تولید ناخالص داخلی واقعی ، باید این مورد نیز کاهش یابد که تولید واقعی کاهش می یابد و هزینه های واقعی کاهش می یابد. تیم صندوق بین المللی پول در سال 2002 می خواست بفهمد چرا تولید ناخالص داخلی واقعی کاهش یافته است. ما در این فصل نمی خواهیم به این سؤال پاسخ دهیم - از این گذشته ، ما هنوز در همان ابتدای مطالعه شما از اقتصاد کلان هستیم. با این وجود ، جریان دایره ای هنوز چیز بسیار مهمی را به ما می آموزد. اگر تولید ناخالص داخلی واقعی کاهش یابد ، واقعاً فقط دو امکان وجود دارد:

پلتفرم معاملاتی فارکس...
ما را در سایت پلتفرم معاملاتی فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : مرجان محتشم بازدید : <-PostHit-> تاريخ : دوشنبه 1 خرداد 1402 ساعت: 13:54