استاندارد طلا در ایالات متحده در واقع نوعی پیچیده بود.
شما دولت را از طلا صادر می کرد ، و بانک های خصوصی که یادداشت های بانکی را از طلا صادر می کردند. بلکه بانکهایی که یادداشت ها/سپرده های مربوط به یادداشت های دولت را نیز صادر می کنند. هرمی روی هرم.
هیچ یک از 100 ٪ حمایت نشده و هر دو در برابر دویدن آسیب پذیر بودند.
در سال 1933 ، FDR دیگر اجازه نمی دهد که عمومی طلا را به دلار بازخرید کند. پیش فرض انواع. اما ما هرگز در یک استاندارد طلای واقعی نبودیم! ما همیشه وعده های بیشتری نسبت به طلا داشتیم. با بانک ها هم همینطور است. با توجه به اینکه طلا معادل دلار بود (همانطور که فدرال رزرو برای مبادله این دو) ، بانک ها برای راحتی از دلار به عنوان ذخایر استفاده می کردند. اما به زودی آنها پایگاه پولی شدند.
اکنون ایالات متحده هنوز یک استاندارد بین المللی طلا را حفظ کرده است. اما این نیز کسری بود و وعده های بیشتری نسبت به دارایی داشت. کشورها (مهمترین آنها) فرانسوی ها دوست نداشتند که چگونه دلار "بیش از حد" به طلا می خورد و شروع به بازخرید طلای خود در توده می کند. اداره بانکهای مرکزی بین المللی به دلار انجام شد و نیکسون چاره ای جز این نداشت که ما را از استاندارد بین المللی طلا نیز دور کند.
بنابراین گیج کننده است ، اما ما دو بار از استاندارد طلا خارج شدیم. یک بار به عموم (FDR) و یک بار به بانکهای مرکزی بین المللی (نیکسون).
پس چگونه این کار قبل از سال 1972 کار کرد؟طلا ارز ذخیره بین المللی بود ، اما مهمتر از این دلار وسیله ای بود که معمولاً طلا بین کشورها معامله می شد. پاک کردن معاملات با طلا نسبت به دلار (یا حسابداری) بسیار دشوارتر بود ، که منجر به محبوبیت آن به عنوان یک ارز ذخیره شد. در بعضی مواقع ، افراد به دلار طلا می خواهند و شما می توانید نقل و انتقالات فیزیکی انجام دهید (مانند بار طلا را روی کشتی بارگذاری کرده و آن را از دریاهای بلند ارسال کنید).
اگر به تاریخ استاندارد طلای آمریکا علاقه مند هستید ، من کتاب را به عنوان تاریخ پول و بانکداری در ایالات متحده توصیه می کنم: دوره استعمار به جنگ جهانی دوم توسط موری N. روتبارد:
بنابراین تفاوت بین سیستم قدیمی و سیستم فعلی چیست؟نه به اندازه ما هرگز در یک استاندارد طلای واقعی نبودیم. اما به طور خلاصه ، بانک ها قبلاً قادر به بازپرداخت صورتحساب دلار یا سپرده های بانک مرکزی برای طلا بودند. اکنون دلار برای هر چیزی قابل بازپرداخت نیست. شما می توانید در ترازنامه فدرال رزرو یک نگهدارنده برای این امر مشاهده کنید زیرا طلا هنوز هم یک دارایی و دلار (کاغذ و الکترونیکی) به عنوان بدهی در نظر گرفته می شود.
بنابراین چگونه تجارت قبل از بریتون وودز رخ می دهد؟بیشتر از طریق بانک ها. بانک گیرنده اعتبار برای طلا یا یک ارز ملی که قابل تبدیل به طلا است (دلار یا پوند) قابل تبدیل به دست می آورد. اگر یک طرف می خواست ارزها را تبدیل کند ، می توانستند اما بیشتر به عنوان انتقال از "سپرده پوند" به "سپرده های دلار" صورت می گرفت. اگر طرف جدید خواستار پرداخت خود در طلا بود ، می توانستند این امر را بدست آورند اما به ندرت اتفاق می افتد.
پس از برتون وودز ، تجارت بین المللی بیشتر توسط سپرده های دلار با وعده بازخرید طلای یک بانک مرکزی خارجی آن را خواستار آن شد (که نیکسون به پایان رسید).
اکنون وقتی از ذخایر طلا خواسته شد ، آیا این مسئله باعث ایجاد مشکل شده است؟آره! به یاد داشته باشید ، همه کشورها و بانک ها نسبت به آنچه که داشتند ، یادداشت ها و سپرده های بیشتری برای دلار صادر کردند (تا حدودی نامشخص اما این موضوع دیگری است). بگویید پوند (در طول استاندارد) یک دسته از ذخایر را از دست داد. بنابراین آنها از نسبت Say 1000 سپرده بانک مرکزی به 200 طلا به 900 سپرده بانک مرکزی و 100 طلا می روند. ضربه جدی به اعتبار که می تواند منجر به اجرای ارز شود. آیا آنها باید یادداشت ها/سپرده های بیشتری را چاپ یا از بین ببرند. نه ، زیرا آنها 100 ٪ طلای عقب را ندارند.
بنابراین چرا کشورها امروز ارز ذخیره دارند؟آنها به نوعی نیازی به این کار ندارند ، اما یک دلیل وجود دارد. اساساً بانکهای خصوصی با عدم تطابق بلوغ (متعادل کردن بدهی کوتاه مدت در برابر دارایی های بلند مدت) فعالیت می کنند. هنگامی که یک ارز پایدار نیست (مانند یک ملت کوچک) نرخ بهره کوتاه مدت برای بانکداری بسیار بی ثبات است و در واقع اداره بانکی می تواند از اینورترهای خارجی Predator (مانند جورج سوروس) آغاز شود. سیاستمداران بانک ها را دوست دارند. و به دلایلی آنها فکر می کنند که برای اقتصاد مهم هستند ، بنابراین به اهداف عالی بروید تا آنها را به وجود آورید. برای یک ملت کوچک این بدان معنی است که ارز آنها برای زنده ماندن سیستم بانکی خود باید تا حدودی پایدار باشد. و ملت با حفظ یک میخ به این امر دست می یابد. شما فقط می توانید یک میخ را حفظ کنید اگر بتوانید بازار را دستکاری کنید ، بنابراین کشورها دارایی های خارجی مانند دلار را در خود جای می دهند تا بتوانند ارز خانه خود را خریداری و بفروشند (مانند می گویند پزو) بنابراین به نرخ گیره خود می رسد.
در مورد پاکسازی معاملات بین المللی این امر بیشتر با پول بانکی انجام می شود ، اما دلارها یک پایگاه تسهیل کننده مشترک برای این معاملات است (اگرچه مطمئناً اکنون بسیاری از ارزهای دیگر مورد استفاده قرار می گیرند).
پلتفرم معاملاتی فارکس...
ما را در سایت پلتفرم معاملاتی فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : مرجان محتشم
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : دوشنبه
23 مرداد
1402 ساعت: 16:07